ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻥ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻴﺰﺩ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻧﻪ ﻏﺒﺎﺭِ ﻧﺎﺩﺍﻧﻰ،
ﻭ ﭘﺮﺩﻩ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺍﻓﺘﺪ ﺭﺩﺍﻯ ﺗﺎﺭﻳﻜﻰ،
ﻣﺮﺩِ ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻥ
تنبوﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪﺍﺳﺖ!
ﮔﻠﻮﻯِ ﺑﺮﻳﺪﻩﻯ ﻋﺸﻖ!
ﺷﻴﻔﺘﻪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻤﻌﺨﺎﻧﻪ ﻣﻰﺭﻗﺼﺎﻧﺪ.
ﻣﻰﺧﻮﺍﻧﺪ ﻣﺮﺩِ ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﻭ
ﮔﺸﻮﺩﻩ ﻣﻰﺷﻮﺩ ﻛﻠﺎﻑِ ﺯﻣﺎﻥ
ﺍﺯ ﺁﻣﻴﺰﺵ ﺁﻭﺍﻫﺎﻯﺍﺵ!
ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ، ﺍﻣّﺎ
ﭘﺎﻳﻢ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺎﺯ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﻣﺮﺩ ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻥ، ﺗﻨﺒﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﻓﺖ
ﺁﺗﺸﺪﺍﻥِ ﻋﺸﻖ
ﺩﺭﻣﺠﻠﺲ ﺳﺮﺑﺎﺧﺘﮔﺎﻥ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ ﺁﻣﺪ.
ﻣﻌﺸﻮﻕِ ﺭﻭﺷﻦِ ﻣﺎ
ﮔﻮﻫﺮﻯﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻰﺍﻓﺮﻭﺯﺩ ﮊﺭﻓﺎﻯ ﺧﺎﻙ ﺭﺍ.
ﺷﻴﻔﺘﻪﺋﻰ ﻛﻪ ﭼﻨﮓ ﺩﺭﮔﺮﻳﺒﺎﻥِ ﺯﻣﺎﻥ ﻓﺮﻭﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ.
ﺩﺭﺧﺎﻙ، ﻣﻰﻧﻬﺎﻧﻴﻢﺍﺵ .
ﻣﺮﺩ ﺗﻨﺒﻮﺭ ﺯﻥ
ﺳﻮﮔﺨﻮﺍﻧﻰ ﺭﺍ
ﭘﻨﺠﻪ ﺩﺭﮔﻠﻮﮔﺎﻩ ﻣﺮﮒ ﻣﻰﺍﻧﺪﺍﺯﺩ.
ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺑﺰﻥ، ﻫﻰ، ﻣﺮﺩِ ﺷﻴﻔﺘﻪ!
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ خُرﺩﻣﺎﻥ ﻛﻨﺪ
ﻭ ﭘﺮﺩﻩﻯ ﻣﺮﮒ
ﺑﺮﺁﺗﺶ ﺯﻧﺪگی، ﺧﺎﻛﺴﺘﺮ ﺷﺪ.
ﺑﺰﻥ!
ﺁﻫﻨﮓ ﺗﻮ، ﺗﻮﻓﺎﻥ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ.
ﻛﻮﻟﻰﻭﺍﺭ ﺯﻳﺴﺘﻴﻢ
ﻛﻮﻟﻰ ﺍﻣّﺎ ﻧﺒﻮﺩﻳﻢ.
ﺩﺍﻏﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﭼﻮ لاﻟﻪﻯ ﻧﻌﻤﺎﻥ
ﺩﺍﻏﺪﺍﺭ ﺷﺮﺯگان ﻛﺸﺘﻪﻯ ﺧﻮﻳﺶ.
اکنون، ﻫﻮ ﻛﻦ، ﻫﻴﺎﻫﻮ ﻛﻦ ﺍﻯ ﻧﻮﺍﺯﺷﮕﺮ ﺭﻧﺞﻫﺎ!
ﺳﺨﻦِ ﭘﺎﻳﺎﻧﻰ ﻣﺎ ﺩﺭﮔﻠﻮﻯ ﺗﻮﺳﺖ
ﺍﻧﺪﻭﻫﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﻧﻪﻯ ﻣﻮﺳﻴﻘﻰﺍﺕ.
ﺯﻣﻴﻦ ﮔﺮﺳﻨﻪﻯ ﺯﻳﺒﺎﺋﻰ ﺑﻮﺩ
ﻛﻪ ﻣﺎ ﺟﺎﻧﺎﻥِ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭﺧﺎﻙ ﻧﻬﺎﺩﻳﻢ.
ﺯﻣﺎﻥ، ﺗﺸﻨﻪﻯ ﻧﻮﺍﻯِ ﻧﻴﺎﻛﺎﻥ ﺑﻮﺩ
ﻛﻪ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩﻯ ﺭﻧﺞﻫﺎ، ﺗﻨﺒﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﻓﺖ،
ﺗﺎ ﺭﺧﺸﺎﻥ ْﺭُﺧﻰ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﺍﺯﺩ
ﻛﻪ رؤياﻯ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﺮﺩ،
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺍامِّا ﻧﻪ.
ﺗﺎﺑﺎﻥْ ﺭُﺧﻰ
ﻛﻪ ﻧﺴﻴﻢ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﺩﺷﺖﻫﺎ ﺑﺎﺯﺵ ﻧﻴﺎﻓﺘﻨﺪ.
ﻣﻰﺧﻮﺍند ﻭ ﻣﻰﻧﻮﺍﺧﺖ
ﺑﺎ ﺷﻮﺭﺷﻰ ﺩﺭ ﺭﻗﺺِ ﺳﺮﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥﺍﺵ.
ﻣﻰﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﻰﻧﻮﺍﺧﺖ:
« ﺭﻭﺷﻨﺎﻥِ ﭘﻴﻜﺮﺕ ﺍﻯﻳﺎﺭ
ﺩﺭﺧﺎﻙ ﺍﻳﻦ ﺩﻳﺎﺭ.
ﺩﺭ ﺑﺎﻣﺪﺍﺩﺍﻥ
ﻫﺮﻧﺴﻴﻤﻰ که ﺑﺎﺯﻣﻰﺁﻳﺪ
ﺭﺍﻳﺤﻪﻯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﻣﻰﺁﺭﺩ
ﺍﺯ ﺩﺷﺖﻫﺎ ﻭ ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻥﻫﺎ.
ﺩﺭ ﺷﺒﺎﻧﮕﺎﻫﺎﻥ
ﺭﻫﺮﻭﺍﻥِ ﭘﺎﻛﺒﺎﺧﺘﻪ ﻣﻰﺑﻴﻨﻨﺪ ﻫﻨﻮﺯ
ﺁﺫﺭﺧﺸﻰ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﺮﻣﻰﺧﻴﺰﺩ
ﺍﺯ ﺳﻤﺒﺎﺭﺍﻥِ ﺍﺳﺐﺍﺕ ﺑﺮﺻﺨﺮﻩﻫﺎ.
ﺁﻭﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻰﺁﻳﺪ ﻭ
ﺑﺎ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻰﺑﺎﺭﺩ ﺑﺮﺍﻳﻦ ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ!»
ﺗﺎ ﺑﺮﺧﻴﺰﺩ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻧﻪ ﻏﺒﺎﺭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻰ،
ﻭ ﭘﺮﺩﻩ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺍﻓﺘﺪ ﺭﺩﺍﻯ ﺗﺎﺭﻳﻜﻰ،
ﻣﺮﺩِ ﻛﻮﻩْ ﺯﻯ
ارسال شده توسط:
سيد منصور 
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 11:53 قبل از ظهر توسط سیدحبیب افشار
|
این شکل از روی نقشی که مربوط به دوره اقتدار دولت آشور میباشد و لا اقل سه هزار سال از تاریخ نقش آن بر روی تپه های (کیون جیک) میگذرد برگرفته شده است .
در ایران در دوره اسلام تنبور بصورت کامل وجود داشته و بنا به روایات مختلف در نواحی طبرستان . ری و دیلم بسیار رواج داشته است و از حیث اهمیت با بربط در یک ردیف محسوب می شده است .
(برگرفته از کتاب تنبور از دیر باز تا کنون استاد عالی نژاد)
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط سیدحبیب افشار
|
برای تفکیک مطالب تخصصی تنبور و عقاید شخصی از هم وبلاگ شخصی خودم رو راه اندازی کردم امیدوارم مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد / از هم اکنون منتظر انتقادات پیشنهادات و نظریات ارزشمند شما هستم در
www.habibafshar.blogfa.com
یادتون نره حتما سر بزنید ...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط سیدحبیب افشار
|
تنبور اين پير قلندر ، روزگاران است كه در ميدان هنر مو سپيد كرده است و قرنهاست كه صوت مليح مجلس عاشقان و آواي آسماني یاران است . تنبور از ديرينه ترين سازها و آلات موسيقي سرزمين ماست . سابقه حضور اين ساز در تاريخ به كهن ترين زمانها ، پيش از اسلام مي رسد و اين حضور تا زمانها ادامه يافته است چنانكه امروز در پهنه سرزمين تا هر كجا سوخته دلي و سوخته جاني است به بانگ تنبور آتش دل فرو مي نشاند و سالكان طريق حق در مجالس ذكر و سماع بدان دست افشاني و پايكوبي مي كنند و مخموری خويش را به صبوحي آن برطرف مي سازند.
تنبور ، داراي شخصيتي عرفاني و حماسي است و اين ساز براي نواختن قطعات حماسي نيز استفاده مي شود . چنانكه در روزگار ما استادان و پيران تنبور شاهنامه كردي را با نغمات تنبور بس خوش مي خوانند.

+
نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 7:51 بعد از ظهر توسط سیدحبیب افشار
|
بدان ای عزیز اگر پوینده این راه هستی جهد کن تا خنیاگری خوش خوی و سبک روح و رعایت کننده ملت و مذهب خویش بوده عابد و صالح باشی و پارسایی شعار خود سازی با احتراز از تبعیت هوای نفس خو کرده با کم خوردن و کم خفتن و کم با خلق بودن عادت کنی . ازمنهیات دنیا چندان که توانی پرهیز نمایی . پیوسته ظاهر و باطن پاک داری......
در زندگی صبور باش و ملال به خود راه مده . بر آنانکه در این فن بیشتر از تو هستند حسد مبر.........
همه راههای گران مزن همه راههای سبک مزن که آدمیان را همه یک طبع نباشد............
همه از یک نوع مزن و مگوی تا همه را از سماع تو بهره باشد
سید خلیل عالی نژاد
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط سیدحبیب افشار
|
عرفان بهرمان کودک تبریزی که از یک سالگی علاقه شدید خود را به تنبور و موسیقی نشان داد......
عرفان هم اکنون سه ساله میباشد و با احترام خاصی که به تنبور میگذارد آن را مینوازد وی آوازهای هر آهنگی را که میشنود به طور دقیق و هیچ کم و کاستی به اجرا میگذارد /. به جرات میتوان گفت اگر عرفان اینگونه ادامه دهد در آینده ای نزدیک یکی از بزرگترین و مطرحترین نوازندگان تنبور در ایران خواهد بود ضمن این که در کل شعور ذاتی خود را در زمینه موسیقی به خوبی اذعان داشته / برای او و خانواده محترمشان از درگاه معبود یکتای لایزال عمر با عزت و سلامتی و توفیقات روز افزون خواستاریم/.
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 1:52 بعد از ظهر توسط سیدحبیب افشار
|
زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
زحمات شما برای تنبور و تنبور نوازان برای همیشه در اذهان خواهد ماند برای همیشه .............

+
نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط سیدحبیب افشار
|
این گروه از سال ۱۳۸۱ زیر نظر بنده شروع به کار کرد و در ابتدا با اجرا در محافل خصوصی و عرفانی به آمادگی نسبی رسید و در سال ۱۳۸۲ اولین اجرای رسمی خود را به دعوت سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی در سالگرد هفتصدوپنجاهمین سالگرد تولد اوحدی مراغه ای در مراغه و فضای بسیار جالب مقبره اوحدی انجام داد و با استقبال گرمی از سوی مسئولین و میهمانان مراسم روبرو شد پس از آن:
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 12:11 بعد از ظهر توسط سیدحبیب افشار
|